سلام امروز ۲۹اسفند است ....
آخرین روز سال ۸۶ .....یعنی جدی جدی تمام شد ....این هشتاد و شش هم فردا خودش را به زباله دانی تاریخ می اندازد ....نو میشود سال ....زندگی مان هم شاید فکر کنیم که میشود اما من چشمم آب نمیخورد ....
زندگی من توی این سال مثل برق و باد رفت و رفت .....
یه دفترچه بود که تویش از اول دبیرستان مینوشتم ... امسال که نگاهش کردم دو صفحه خالی داشت .....یادداشتها رو از اول خوندم و سیر عاقل شدنم و به وضوح دیدم ....اولها تمام گلایه بود و دری وری ...وسطهای کمی بهتر بود ....آخرها شاد بودم انگاری ..... نوشته ی آخر نامه ی بود برای لیلا که برایش پست نکردم . قبل از اون نوشته بود که تغییراتم رو در نوروز ۸۶ گفته بودم ..به این فکر افتادم که امسالم همان کار نیک و پسندیده رو انجام بدم ....نوشتم ...اما هیچی نشد !یعنی حتی یک صفحه هم خالی ماند ....انگار این همه سرعتش فرصت کار کردن برایم نگذاشته بود ....خیلی فکر کردم که مثبت ترین کارها و تاثیر گذار ترین کارهای ۸۶ رو بنویسم ....اما نیومد به ذهنم !تو چیزی به ذهنت میرسه ؟
پ ن : امسال بر خلاف سالهای قبل خونه نشینی داریم این عید رو به یه جایی که هنوز معلوم نیس عزیمت میکنیم ....هفته ای نیستم به سلامتی !
سال نویی که فردا می آید بر تو مبارک باشد .....





شهریور 1387