X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 7 مهر 1394
معضلاتی که هستند و کوچک و بزرگشان سوزن میزند

یه نیم ساعتی هست هی لباس عوض میکنم و میرم جلو آینه و خوشم نمیاد و عوضش میکنم . و این در حالتیه که نه تنها توانایی انتخاب ندارم بلکه لباسام بی نهایت تکراری شدن. این ماه سه تا مانتو خریدم که حتی اونام تکرارین برام . تنها چیزی که خوشالم میکنه اینه که میتونم برم لباسای پاییزه رو بریزم بیرونو تا یه مدت هرچند کوتاهی ازشون لذت ببرم و هی امیدوارم باشم که لباسایی که نپوشیدمم هنوز هستن .


نمیدونم چرا ، ولی از همینجا شروع میشه ، عدم توانایی تصمیم گیریم . ینی تو این لباس پوشیدن که ساده ترین مثالشه تا گنده ترین تصمیما. برای بعد از ظهرهام نمیتونم تصمیم بگیرم، برای کارم نمیتونم تصمیم بگیرم (البته بیشتر اونا نمیتونن!)،برای خوشی هام نمیتونم تصمیم بگیرم و الخ. 

همین عدم توانایی باعث میشه که هی فکر کنم به تصمیم، هی به راههایی که پیش روم گذاشته میشه فکر کنم و وقتی که ذهنم خسته شد با توجه به توانایی عظیمم تو گند زدن بپرم وسط و تخمی ترین گزینه رو برگزینم ! ماشالا به اینهمه توانایی . 

یه حالتیم هست که الانه و مدام دارم تایپ میکنم ، بی لباس جلو مانیتور نشستم و فکرم به کمد لباسا و مانتوها و شلواراس و عمیقا دلم میخواد که دلم بگه برو فلان چیزو بپوش تا یکی در اتاقو باز نکرده که بی آبرو شی ...

پ ن : البته بانوان عزیز همیشه یه معضلی دارن به نام "چی بپوشم" فک کنم در حال حاضر سندرم این مریضی درونم فعال شده :))  زنگ که میزدم آدما رو برای تولد دعوت کنم دخترا بلافاصله میپرسیدن حالا چی بپوشم ، اینا رو میگم که دلداری بشه برا خودم البته :))

برچسب‌ها: نرین، ماشالا به اینهمه توانایی، نخند، چی بپوشم، برنامه برف بازیه، دغدغه، تصمیمو بگیر