X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 18 آبان 1394
جفنگ اندر جفنگ



دوست دارم فقط بنویسم . ینی صبر نکنما ، همش چرت و پرت پشت سر هم بنویسم . از نو رسیده که دستاش چروکه و احساس میکنم مریضه و جرات ندارم از کسی بپرم ، از رعد و برق که همین الان اتاقمو روشن کرد و صداش زهره ترکم کرد . از شمال که نمیدونم چطوری جور میشه و میخوام که جور بشه و میخوام که حرف بزنم و خسته ام از تکرار و جوابای تکراری ، از پروژه ای که فکر میکردم پول توش نیس و داره شرایط عوض میشه . روزمرگی که شده دلخوش کنکم به هوای پاییز دیدن بارون نه چیزی بیشتر ازون، به این فکر میکنم که کاش کسی بود که میشد بهش گفت صاحب حسن در وفا کوش و اونم ازین رو به اون رو بشه ولی نه ، نه نمیشه ، ادما با یه جمله از تفکرات تخمیشون عقب نمیان . هی فک میکنم به تراپیست عزیزم و اینکه اگه جریمه اش نبود واقعا حال رفتن پیششو نداشتم و احساس میکنم اونم فهمیده و به نخم نامرئی هست که هر آن ممکنه یکی پاش گیر کنه و بخوره زمین . کاش کسی زمین نخوره .مامان با عشق اغواگرانه ای در مورد غذایی که سمبل کرده حرف میزنه که غیر قابل وصفه ، مادر من ، منکه میدونم اون غذا فقط فروبردنیه ، پس نکن اینهمه تلاش ....