X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 3 اسفند 1394

کلا از وقتی یادم میاد نوسان داشتم ، مخصوصا رو احساساتم. ینی این چیزیه که بقیه نمیفهمن ! از درون توی روز ممکنه از یه نفر متنفر باشم و چند ساعت بعد وارونه بشه ماجرا. تو یه لحظه بگم من این چیزو میخوام و چند ساعت بعد بگم نه شرایطشو دارم الان ، نه پولشو ، نه مامان اجازه میده ! ینی حالتی پیش میومد که تصمیمی که میگرفتم عاقلانه نبود یا حداقل زیر ساختاش عاقلانه نبود . یه واقعیتی که هست اینه که هنوزم همینه ! بازم شرایط یه طوریه که عمیقا دلم میخواد اینطوری نباشه ، رابطه ام الان اوایلشه و خیلی قابل انعطافه و میتونم شکلش بدم اما ترس دارم از گندایی که تو گذشته زدم . عکسای فیسبوکم خیلی گواه خوبیه  ، زیر هر کدوم، یکی از اکس هام داره با یکی کل کل میکنه و یه بحثی پیش اومده . من آدم بحث کردن نبودم ، اما همیشه پیش میومد. امروز وقتی رفتم فیسبوک و دیدم دوست پسر وقت برام ریکوئست داده رفتم نشستم به گذرم عمرم تو عکسای پروفایلم نگام کردم . یه اخلاقایی که بقیه داشتن ، تو یه لحظه میخواستمشون و چند سال بعد که الان باشه به خودم میگم مگه میشه تحمل کرد همچی چیزاییو . انسان بی نهایت تطبیق پذیره :)

الان اما اذیتم ، یه دوره ی تغییریو دارم میگذرونم که فشار رومه. هم شغل تازه ای که دارم هم اخلاقیاتی که تا یه مدت برام مسخره بوده اما الان باید بپذیرمشون . نمیدونم میتونم تاب بیارم و برم جلو ،چون مطمئنا پیشرفت تو این راهه...