سه‌شنبه 16 آبان 1396
شرح حال چند وقت اخیر

در آبان ماه امسال اتفاقی که دارد میوفتد اینست که رابطه من و شهرام در شیب رو‌به رشد قرار گرفته است، به اولین مسافرت یک نفره مان رفتیم و دوروز در جوار دریا و هوای مطبوع شمال بودیم و خوش گذشت، بجز داستان سر درد و پیچای جاده چالوس‌چیزی اذیت نکرد و ایشان خیلی با محبت بودند.چند وقت دیگه ام احتمالا مراسم رونمایی از ایشونو برا برادر و همسرش برگزار می‌کنیم 

بعد از برگشتن و آمدن خبر خوش عمه شدنمون رو در مرداد ماه آینده شنیدم و بسیار ذوق زده هستم .

چند شب پیشم با کامیون تخمی دم در روبرتو تصادف کردم و ماشین الان‌دست نقاشه که درستش کنه .

یه مقدار زیادی جدیدا پریود میشم و کلا تو یه ماه یه هفته نفس راحت میکشم، در حال پیگیری و سونوگرافی و این حرفام که یکم ببینم چم شده و دکتر اول که فعلا گفته استرس زیاد این مدلیت کرده ، الانم دارم از دل درد میمیرم 

دنبال کار‌عکاسی هستم که برم یکم از تو عکاسیم پول بسازم و وضعییتو بهتر کنم . 

از پدرم هم فعلا اعصابم خرده چون باز رفته رو مخم این خودخواهی و خودپرستیش ، ایشالا که اوکی بشه 

کار خودمم تو بحرانی ترین وضعیت و افتضاح ترین حالتشه که بی نهایت هم بی حس و حالم نسبت بهش و اونم شیب تند بی در آمدیو داره برام رقم میزنه