شنبه 15 اردیبهشت 1397

منو شهرام در روز 12 اردیبهشت به نامزدی همدیگه در امدیم 

الان که ازش گذشته و دارم مینویسم خیلی حس بهتری دارم ، اما روزهای پرفشار و دشواری بودش ، دست درد و روده درد به خاطر کار زیاد و  استرس زیاد اومده بود سراغم و من تنهای میوه سفارش بده و شیرینی بخر و گل بگیر و ابمیوه درست کن و این حرفا ، خیلی پرفشار بود ولی گذشت .

فرداش هم شهرام دعوت شد منزل ما و فوقع ما وقع :)

فردا هم من میرم منزل ایشان و خلاصه هی دعوت تو دعوتیه :))

حوصله ندارم زیاد بنویسم واقعیت .

شاید بعدا یکم بیشتر نوشتم