یکشنبه 20 خرداد 1397
از همه جا بی ربط و در هم

هفته پیش رفتیم سفر خوش گذشت ، بخشی با خانواده بخشی با دوستان . اولین سفرم با شهرام نبود . سری پیش واقعا بد اخلاق تر و جدی تر بود ولی این بار راحت تر بود کلا . دنبال برنامه های عقد و این چیزام ولی چون خیلی علاقه ای ندارم به انجام دادنش ، وقت براش نمیگذارم . 

هنوز برای تخت دونفره ای که برای اتاقم خریدم رو تختی نگرفتم و ملافه مچاله میشه میره تو دست و پام . پدر پاداش بازنشستگیشو گرفته ولی میدونم هیچ فرقی برای ما نخواهد کرد ، مامان دیگه مدرسه رفتنش تموم شد و احتمالا خونه نشین میشه و ور دل همسرش میمونه . 

دلدردم درست یک هفته بعد از تموم شد مراسما برگشت . دلهره و استرس اون چند رو و احتملا احساس تنهایی که داشتم باعث همچی چیزی شد . 

سه پایه ای که خریدم دارم خاک میخوره و من واقعا وقت ندارم ازش استفاده کنم :( ، همیقا دوست دارم بشینم اکسسوری بچینم  و عکاسی کنم و یکم احساس مفید بودن کنم ، ولی از وقتی که حقوق اضافه کاریم از حقوق اصلیم بیشتر شد دیگه حتی بیخیال ول کردن  این کار شدم . 

دلم برای لیلا تنگ میشه ولی چاره ای نیست و بعضی اوقات دوستا کنارت میزارن . 

دارم دود رو کمتر میکنم بلکه این مریضی مزمن هم شل تر بگیره و رهام کنه . 

امروز در کمال ناباوری به ماشینم معاینه فنی دادن و این درحالیکه دوبار اخیری که رفتم تعویض روغن با قعطیت گفتن روغن سوزی داره ماشینم و منم از همه جا بیخبرم در این مورد چیزای ماشین و سری پیش که با پدر دعوا کردم که همش تقصیر تو هست که ماشین به این رو میوفته ، چون من همه کاراشو تنها میرم انجام میدم و از تننهایی و اماتور بودنم سو استفاده میشه .

خیلی معمولی و روتین زندگی داره میره جلو 


پ ن : اگه محضر خوب سمت شمال و شرق تهران میشناسین بهم بگین .

برچسب‌ها: محضر، چرت و پرت نویسی