تابستان نیمه ...




تابستان من هنوز شروع نشده ...
برنامه ی امتحانی هنوز روی دیواره و کتابهای درسی هنوز روی میز ....من هنوز شروع نکردم تابستانم رو ...
هوا گرمه اما تابستون خودشو شروع کرده !
امسال من از تو عقب موندم ....
زیرا که من بایستی زیر برق آفتاب به کاروزی و صد البته عملگی تشریف ببرم و تجربه هایی متنابهی رو کسب بنمایم ....
این گلایه نبود ! تعریف بود از هوشمندی کسانی که بالای آموزش و پرورش نشستن !
یه کتاب خریدم از عکسهای بسیار زیبا از آثار باستانی کشور عزیزم که همگی از خارج هستند ....از کتیبه و کاسه و بشقاب تا هر چی که فکر کنی ....همه ی آثار تمدنمون توی موزه های معتبر نمایش داده میشه و ما فقط عکسشون رو تماشا مینماییم ...
یه کارت پستال دارم که خیلی دوسش داشتم ...روبرو میزمه ... اما زیرش اسمش نقاشو نوشته ...تا حالا نخونده بودم ...امروز وقتی خوندم فهمیدم ماله مونه اس ! ...دو ساله روبروی میزمه شایدم بیشتر ...چقدر دقت ...

دوست دارم طرح بزنم ...کار کنم ...تصویرسازی کنم اما اصلا حوصله ندارم ... کاش داشتم ....حالا حوصله اش اگر پیدا شه کی وقتشو بهم میده ؟

دلم فیلم دیدن میخواد با فراق بال ..کتاب خوندنای یه سره ....کارزدنای طولانی و بی وقفه !
این آخری دل تنگی مدرسه بود ....